یاختههای بنیادی بهاروند، حسین، 1350 - - خاطرات بهاروند، حسین، 1350 - - مصاحبهها
| پدیدآور | نويسنده : باقری ، بهنام - ويراستار : موحدیان ، مجتبی |
| ناشر | راه یار (برای تماس با ناشر و خرید کتاب کلیک کنید) |
| شابک | 978-622-95549-0-6 |
| تاریخ نشر | 13991118 |
| قیمت | |
| کد دیویی | 616.02774 |
| زبان کتاب | فارسی |
| محل نشر | تهران - تهران |
| توضیحات | جلد - 408 صفحه - تالیف - چاپ 1 |
کتاب «سلولهای بهاری» خاطرات تولید و توسعه سلولهای بنیادی به روایت دکتر حسین بهاروند است. دکتر بهاروند برای اولین بار در سال ۱۳۸۲ به همراه همکارانش در پژوهشگاه رویان موفق شد تا سلول بنیادین انسانی تولید کند و بهواسطۀ آن علم بیولوژی را بهشدت تحت تأثیر قرار دهد. «سلولهای بهاری» اثری جالب است که مسیر پرفرازونشیب تولید و توسعه سلولهای بنیادی را شرح میدهد و خاطرات شیرین دکتر بهاروند، پژوهشگر و پدر دانش سلولهای بنیادی در ایران را با مصاحبههایی که بهنام باقری با ایشان انجام داده به تصویر کشیده است. حسین بهاروند، استاد و پژوهشگر در پژوهشکده زیستشناسی و فناوری سلولهای بنیادی پژوهشگاه رویان است. او تاکنون بیش از سی جایزه ملی و بینالمللی را از آن خود کرده است که از میان آنها میتوان به جایزههای رازی، خوارزمی، آیسسکو اشاره کرد.
«کار من عشق من است و به ساعات و سختیهایش فکر نمیکنم؛ در ضمن بزرگترین تفریح من هم هست. سعی کنیم بُعد داشته باشیم؛ برای مثال، تنها مشغلهمان درس نباشد و سعی کنیم به ابعاد دیگری مانند ورزش، خانواده و درک مردم هم توجه داشته باشیم. بدین ترتیب رشد، همه جانبه و متعادل میشود. به عبارتی اگر مغزتان بزرگ شود، دست و پایتان هم بزرگ میشود. خودتان که بزرگ شدید، باید محیط اطرافتان را هم بزرگ کنید وگرنه وقتی روی صندلی کوچک قبلی بنشینید، میشکند و با این کار حتی به دیگران هم آسیب میزنید. در این مسیر به پیشرفت دیگران نیز کمک کنیم. بزرگ بودن به پُست و مقام نیست، بلکه کمک به ساختن آیندهای بهتر است. همە ما متعهد به کمک برای پیشرفت دیگران هستیم. قبول مسئولیتهایمان را به عنوان قبول چالش و وظیفه و تعهدی برای تسهیل پیشرفت جوانان نگاه کنیم؛ راهی برای رسیدن آن ها به روزی که بتوانند مایۀ حرکت بیشتر و پیشرفت بشریت شوند. به قول آیت الله بهجت معتقدم «به این دنیا آمدهایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم، نه به هر قیمتی زندگی کنیم.» از آنجا که دو بار متولد نمیشویم، باید حداکثر بهره را از این فرصت ببریم. گاهی این زمان صرف تحقیق و مطالعه میشود، گاهی خواب، گاهی خورا ک، گاهی ورزش، گاهی معاشرت با خوبان و گاهی سفر و کارهایی از ایندست. زندگی لطف خدا است و هرطور به آن بنگری همانطور مینماید. برای بعضیها «هرچی سنگه، مال پای لنگه»، برای برخی هم «هرچی سنگه» چالشی است برای پختهتر شدن، پیروزی، پیشرفت و درنهایت مؤثر بودن. هرچه هدف بزرگتر، مسیر بسیار سنگلاخی و پر نشیب و فرازتر...»