آفرینش - داستان داستانهای اجتماعی داستانهای فارسی
| پدیدآور | نويسنده : رهگذر ، رضا |
| ناشر | شرکت انتشارات سوره مهر (برای تماس با ناشر و خرید کتاب کلیک کنید) |
| شابک | 978-964-506-806-4 |
| تاریخ نشر | 13900630 |
| قیمت | 19,000 |
| کد دیویی | 8fa3.62 |
| زبان کتاب | فارسی |
| محل نشر | تهران - تهران |
| توضیحات | جلد - 36 صفحه - تالیف - چاپ 1 |
کتاب حاضر با موضوع محوری آفرینش، همراه با تصاویر رنگی برای گروه سنی (ج) تهیه شده است. در این داستان، قصة آفرینش اقیانوس، کوه، آهن، آتش و خشکی بیان شده است و اینکه چگونه هر کدام از این آفرینشها زمانی که مغرور شدند و خود را مقتدرترین مخلوق دانستند، خداوند با قدرت بیکران خود، با آفریدن مخلوق دیگری آنها را به غرور کاذبشان آگاه کرد، تا اینکه انسان به علّت بهرهمندی از قدرت استفاده از تمام آفریدهها، خود را برترین دانست و خداوند برای تنبیه وی، مرگ را آفرید. مرگ نیز زمانی که مغرور گشت و خویشتن را توانای جاوید پنداشت، خداوند او را به فناپذیری هنگام جدایی گروه بهشتیان و دوزخیان وعده داد.
«بر زمین هیچ نبود و اقیانوس بود. هیچ رنگی نبود، جز لاجوردیِ عمیق و زیبای اقیانوس. هیچ صدایی نبود، مگر صدای رفتن و بر هم غلتیدن و به هم خوردن موجها. سراسر فضا فضای بیانتها تنها گردشگاه اقیانوس بود؛ و تمامِ نور خورشید و ماه و ستارگانی که بر زمین میتابیدند، چشمانداز و تماشاگاه اقیانوس. روزها میرفتند و شبها میآمدند و شبها میرفتند و روزها میآمدند و خورشید میرفت و ماه و ستارگان میآمدند و بهار میرفت و تابستان میآمد و تابستان میرفت و پاییز میآمد و پاییز میرفت و زمستان میآمد و... تنها اقیانوس بود. و اقیانوس، تنها بود. اقیانوس، عظیم بود. اقیانوس، زیبا و باشکوه بود. اقیانوس، ترسناک و باوقار بود. اقیانوس قوی و حاکم بود. اقیانوس، بیرقیب و تنها بود. اصلاً، هر چه بود، اقیانوس بود و اقیانوس! اقیانوس، نخست اینها را نمیدانست. بسیار چیزها را نمیدانست. اما هر چه سالش بیشتر میشد، بیشتر درمییافت. هر روز به یکی از صفات خویش پی میبرد. تا سرانجام، زمانی رسید که همهی اینها را دریافت.»