طنز فارسی - قرن 14 طنزهای سیاسی ایرانی
| پدیدآور | نويسنده : میرشکاک ، یوسفعلی |
| ناشر | کتاب نیستان (برای تماس با ناشر و خرید کتاب کلیک کنید) |
| شابک | 978-964-6882-48-5 |
| تاریخ نشر | 13900912 |
| قیمت | 30,000 |
| کد دیویی | 8fa7.62 |
| زبان کتاب | فارسی |
| محل نشر | تهران - تهران |
| توضیحات | جلد - 140 صفحه - تالیف - چاپ 5 |
نوشتار حاضر طنزهای است که در قالب نه "نمط "در باب مسائل سیاسی روز، به ویژه حکومت، سیاست و نحوه دیپلماسی آمریکا و سیطره آن بر جهان، نگاشته شده است .موضوعات کتاب عبارتاند از" :اندر سطوت و شوکت ایالات متحده"، "اندر حقیقت دیپلماسی"، "اندر نهایت دیپلماسی"، "اندر فضیلت دیپلماسی"، "اندر لوازم و اسباب سلطنت و امارت"، "اندر توسعه و احتساب و پیام دادن و دیگر تدابیر ملک"، "اندر لوازم و اسباب امارت و سلطنت"، "اندر مشاورت و تدبیر و فضیلت گردن کلفتی "و "اندر یاد کردن نسبت میان طریقت و دیپلماسی ." یادآور میشود این نوشتار به شیوه نثر "قابوسنامه "و با عبارات برگرفته از زبان کهن فراهم آمده است .
«به خر گفتند «کیمخت» از چه بستی؟ بگفت از زخم سیخ و چوبدستی، چو من بر خاک خاموشی نشستم، زدندم چوب تا کیمخت بستم.» چنین گوید خواجه هربرتعلی درام الملک آجری با فرزند خود شمسالدین محمد ایده الله بمحبه ثقلین فی الدنیا و آلاخره که: ای فرزند! دیپلماتنامه، کیمخت پدر مصیبت سرشت توست که اگر زخم سیخ و چوبدستی عبیدالدنیا نمیبود، این ارجوزه که داغ هزل بر پیشانی دارد و به حقیقت جد است و آنسوتر از جد، صورت نمیبست. بدان ای فرزند! ایدک الله بمتابعه الثقلین که ایزد تعالی، دنیا را نه برای ما درماندگان و مادر مردگان، که از بهر چاچول بازان و پاچه ورمالان آفریده است. بیافرید بر موجب سطوت و سرمایه و بیاراست بر موجب گزاف و پروپاگاند و چون میدانست که زورمندی به از ناتوانی، فقر به از ثروت، زیادت به از نقصان، گردنفرازی به از سربهزیری، زیبایی به از زشتی و بر هر دو توانا بود، زورمندی و سطوت و شوکت به امت عیسی داد و ناتوانی و تسلیم و تواضع به امت محمد مصطفی صلواه الله علیه. زیادت به امت کنفوسیوس و لائوتسه و مائو داد و نقصان به امت خیر الانام علیه آلاف التحیه و السلام. ثروت به امت موسی داد و فقر به امت جناب لولاک ارواح العالمین له الفدا. گردنفرازی به ایالات متحده دامت تجاوزاته و مداخلاته داد و سر به زیری و فروتنی به ممالک اسلامی دامت افتضاحاتهم و زیبایی به دی کاپریو عطا کرد و زشتی و بدقیافگی به پدرت بخشید و بر آن فقر و افلاس و حقطلبی و دادخواهی و زبان ِدراز و دست ِکوتاه و بیعرضگی و کاهلی مزید کرد.»