نسخه آزمایشی جستجو ورود | ثبت نام

باره، نگاره، تنواره، آنک! پاریس: هنر را شکرپاره (روزنگارهای سفر پاریس) | خانه کتاب و ادبیات ایران
صفحات اولیه کتاب

باره، نگاره، تنواره، آنک! پاریس: هنر را شکرپاره (روزنگارهای سفر پاریس)

داستان‌های فارسی - قرن 14 سفرنامه‌های ایرانی - قرن 14 کزازی، جلال‌الدین، 1327 - سفرها - فرانسه

پدیدآور نويسنده : کزازی ، میرجلال‌الدین
ناشر صدای معاصر (برای تماس با ناشر و خرید کتاب کلیک کنید)
شابک 978-600-6298-65-8
تاریخ نشر 13951028
قیمت 180,000
کد دیویی 8fa3.62
زبان کتاب فارسی
محل نشر تهران - تهران
توضیحات جلد - 256 صفحه - تالیف - چاپ 1
معرفی مختصر کتاب

کتاب حاضر، گزارش سفری است به پاریس که در واپسین سه‌شنبه سال ۱۳۹۴، آغاز گرفته است و در نخستین سه‌شنبه سال ۱۳۹۵، فرجام یافته است. این کتاب پنجمین کتاب در این‌گونه گزارش‌ها است. مؤلف سفرنامه را به تفکیک روزها بخش‌بندی کرده و از لحظه ورود به فرودگاه امام همه‌چیز را ثبت کرده، هرچند تا رسیدن به فرودگاه اورلی فرانسه درنگی است که مؤلف به دل‌آزاری‌ها و شکوه‌های شکل‌گیری سفر نیز گریزی بزند.

برشی از کتاب

«امروز روزی نو آغاز می‌گرفت و سالی نو و شاید روزگاری نو. با دلی آرام و روانی روشن و رایی رایومند از فرّ و فروغ نوی و شادابی و شکفتگی که همواره بهی و بهار و بارآوری را نوید می‌دهد و رهایی از پژمردگی و پژمانی و سترونی را و دل و جان را با امید به آینده‌ای بهتر می‌افروزد. با آسانبر به زیست مهمانسرای فرود آمدم. هنگامی که درِ آسانبر گشوده آمد، پیکر مردی بلندبالای و لاغراندام را بر آستانۀ در دیدم که می‌خواست به آسانبر درآید. از آن روی که چهرۀ او را به‌درستی و با درنگ ندیده بودم، پنداشتم که از کارکنان مهمانسراست. پس، به پاس ادب، او را به زبان فرانسوی درود گفتم. مرد اما به پارسی درود مرا پاسخ گفت و مرا به شگفت آورد..... در اندیشه بودم که او را نیک بنگرم تا شاید بتوانمش شناخت یا اگر نشناختمش، بپرسم که کیست که ناگاه آوایی دیگر از جایی دورتر برخاست و کسی گفت: «وه! استاد کزازی!» گوینده را نگریستم. استاد کیوان ساکت بود، نوازندۀ چیره‌دست تار که در آدینه‌شب، شگفتی آفریده بود. او، آغوش‌گشاده، به سوی من شتافت و مرا درود گفت و شادی خویش را از دیدن من بازنمود و ...»

پیوند های خرید