نسخه آزمایشی جستجو ورود | ثبت نام

بی‌کتابی | خانه کتاب و ادبیات ایران
صفحات اولیه کتاب

بی‌کتابی

داستان‌های فارسی - قرن 14

پدیدآور نويسنده : شرفی‌خبوشان ، محمدرضا
ناشر شهرستان ادب(وابسته به م.ف.ه شهر ادب و معاصر) (برای تماس با ناشر و خرید کتاب کلیک کنید)
شابک 978-600-6889-97-9
تاریخ نشر 13960607
قیمت 200,000
کد دیویی 8fa3.62
زبان کتاب فارسی
محل نشر تهران - تهران
توضیحات جلد - 264 صفحه - تالیف - چاپ 1
معرفی مختصر کتاب

رمان حاضر، نگاهي به يک واقعه تاريخي دارد و نويسنده در آن سعي کرده ارزش‌گذاري به کتاب توسط ايرانيان را زير ذره‌بين قرار دهد. مظفرالدين شاه کتابداري به نام لسان‌الدوله را به رياست کتابخانه منصوب مي‌کند. هر نسخه‌ و اوراقي از نسخ معروف در موزه‌هاي جهان است مربوط به اين دوره است که اين فرد از کتابخانه‌ها خارج کرده است. در اين دوره 5 هزار جلد از نسخ نفيس کتابخانه گلستان به سرقت مي‌رود. اين موارد با به توپ بسته شدن مجلس تنيده شده، شخصيت اصلي دلال کتاب است که در اين اثر به کتابسازي، کتابداري و صحافي و برخي هنرهاي مرتبط با کتاب مي‌پردازد و مخاطب را از زواياي ديگر از تاريخ کتاب‌پردازي مطلع مي‌کند.

برشی از کتاب

چه بارها که به خاطر کتاب سیلی خوردم و تنم کبود شد و در انبار حبس شدم. بعضاً پیش می‌آمد که پدراندرم به خاطر عجز و لابه و گریه‌های مادرم به اصطلاح مهربان می‌شد، مرا می‌نشاند در اتاقش و کتابی را که دست گرفته بود، بلند می‌خواند و وادارم می‌کرد که گوش بدهم. با شلوار قصب راه‌راهش می‌نشست روی تخته‌پوست بزرگ و سفیدی که مخصوص خودش بود و تکیه می‌زد به مخدّه گل‌بهی و میز کوچک چوب‌گردویش را که پر بود از قلم‌نی و قلم فلزی و دوات مختلف و قلم‌تراش و قط‌زن استخوانی و کاغذ و نسخه‌های خطّی، کنار می‌زد و چهارزانو کتاب را مثل نوزاد تازه به دنیا آمده‌ای، با دست می‌گرفت روی پاهایش و سرش را خم می‌کرد و قوزش بالا می‌آمد و شروع می‌کرد به خواندن. من کنار در، نزدیک نعلین‌هایش، دوزانو لابد می‌نشستم و دست‌هایم را می‌گذاشتم روی زانوهایم و گوش می‌دادم و گاهی مادرم اگر با سینی چای یا دم‌کرده گل‌گاوزبان و اسطوخودوس یا مرزنگوش وحشی گوشه در را باز می‌کرد، بلند می‌شدم و خیلی متین و آهسته، سینی را می‌گرفتم و می‌گذاشتم کنار دستش و دوباره برمی‌گشتم و دوزانو سرجایم می‌نشستم تا وقتی که خودش بگوید، بلند شو برو یا فرمان بدهد که کوزه آب بیاورم یا نشانی می‌داد که بروم از کی کتاب بگیرم یا کتابی را داخل بقچه می‌پیچید یا در جعبه می‌گذاشت که ببرم به کی بدهم یا بروم کجای بازار نخ ابریشم یا کاغذ یا سریشم بگیرم و برگردم.»

پیوند های خرید