داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
اين داستان كه از زبان يك مادر روايت ميشود درباره گذشته و حال زندگي دخترش «پروا» است كه امروز نميتواند مطابق با آرمانهاي مادرش زندگي كند و اين موضوع به دوران كودكي او بازميگردد؛ زماني كه طوفاني سهمگين به راه ميافتد و مادر پروا بيتوجه به فريادهاي او مبني بر كمك به دوستش «خوشه» او را به سمت خانه ميكشد تا جان خود و او را نجات بدهد. خوشه در آن حادثه ميميرد و تنها عروسكي پارچهاي از او براي پروا به يادگار ميماند و... .