نماز - داستان
نماز - داستان
مخاطبان کودک در داستان حاضر با اهمیت و زیبایی و ضرورت نماز آشنا میشوند. داستان از زبان نماز نقل میشود .نماز به مخاطبش میگوید که :از همان زمان تولد که اذان و اقامه را مادربزرگ در گوشهایت خواند، من با تو بودم تا بعدها که در کنار مادر، حرکات او را در نماز تقلید میکردی و بالاخره الان که به سن تکلیف رسیدی و از این به بعد باید نمازت را سر وقت و درست بخوانی . گفت و گوی نماز با خواننده کتاب با حدیثی از امام صادق(ع) که مهمترین وصیتش به هنگام شهادت به بازماندگانش، برپایی نماز بود، ادامه مییابد و با قطعه شعری درباره نماز به پایان میرسد .داستان با طرحهایی از مضمون آن همراه است .