داستانهای سوئدی - قرن 20م.
داستانهای سوئدی - قرن 20م.
این داستان اعتراف زنی به نام آنا مبنی بر عاشق بودن او به مرد دیگری به نام توماس، با وجود داشتن همسر است. آنا و هنریک دوازده سال پیش ازدواج کردهاند و حاصل این ازدواج سه فرزند است. ازدواج آنها از نظر مادی و معنوی فلاکت بار بود، اما نوعی رفاقت همراه با ملاحظه بین هنریک و آنا بود که آنها را مقید به هم کرده و در طول این دوازده سال به آنها کمک کرده بود. اما آنا با توماس که قرار است کشیش شود، ارتباط برقرار میکند و آن دو بدون این که نیتی ناپاک داشته باشند، به هم عشق میورزند. آنا چیزهای بازدارندهای مثل یک دیوار بلند بین خود و توماس قرار میدهد، اما در لحظات کوتاهی که امکان دیدن او فراهم میشود، کل آن دیوار فرو میریزد. اعتراف آن به وجود عشقی غیر از همسرش و پیشنهاداتی که توسط مشاور روحانی او، یاکوب در مراسم تشرف به کلیسا به او داده میشود، در این کتاب به تصویر کشیده شده است.