داستانهای کودکان و نوجوانان
داستانهای کودکان و نوجوانان
کتاب مصور حاضر، داستاني از افسانههاي عامه است که با زباني ساده و روان براي کودکان نگاشته شده است. اين داستان درباره دخترک کبريتفروش فقيري است که در سرماي منجمدکننده شب سال نو سعي دارد تا کبريتهايش را به مردمي که مشغول خريد هستند بفروشد اما کسي به او توجهي نميکند و او که در پايان شب يکه و تنها در خيابان باقيمانده است با روشن کردن تکتک کبريتها و ديدن رؤياهايش در نور آنها در گوشه خيابان از سرما جان ميسپارد.