داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کتاب حاضر، داستانی فارسی از زندگی زنی است از روی ناچاری بهعنوان خدمتکار به مجالس جشن و عزا میرود. روزی اتفاق تلخی برای او میافتد. وقتی برای کار به میهمانی خانوادگی میرود، متوجه میشود که آنجا، مکان مناسبی نیست و انسانهایی فاسد در آنجا هستند. اما او به خاطر بچههایش تحمل میکند. در داستان میخوانیم:« با خود فکر کرد که همهچیز یک کابوس بد و وحشتناک بوده و او از خواب بیدار شده و باید همهچیز را فراموش کند. بهترین چیز در آن زمان برایش فراموشی بود. به خاطر بچههایش باید زندگی میکرد».