داستانهای فارسی - قرن 14 نماز - داستان
داستانهای فارسی - قرن 14 نماز - داستان
کتاب حاضر، داستانی است که با زبانی ساده و روان برای نوجوانان نگاشته شده است. این داستان آمیخته به بعضی آیات و روایات پیرامون نماز است. در داستان میخوانیم: «مادر چه آیه و حدیثی درباره مسجد و نماز جماعت خواندی. چادر سفیدم را بده. برویم که دارد دیر میشود. «رقیه» لبخندزنان با مادر همراه شد. از قضا دوستش «زینب» را در مسجد دید. آنان از دیدن هم بسیار خوشحال شدند و کنار هم نماز جماعت خواندند. پدر و مادر هر دوی آنها اهل نماز جماعت و مسجد بودند. «رقیه» امروز حدیثی زیبا از مادرش آموخته بود».