داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
در این مجموعه 14 داستان کوتاه فراهم آمده که از آن جمله است: پیوند کاغذی، زنجیرهای ابریشمی، خمار، کیمیا، خلوت، قند تلخ، مرگ ارگ، خزان در تابستان، و طلق طلایی. برای نمونه در "طلق طلایی"، راوی و دوستش در حالی که سوار بر رنوی قراضهای هستند با موتورسواری تصادف میکنند. موتورسوار از آنها میخواهد تا به دلیل پاره شدن طلق کهنهی موتورش در این تصادف برای طلق تایکو بخرند، اما راوی و دوستش نمیپذیرند و همین امر موجبات دردسر برای آنها را فراهم میآورد. از جمله این که این مرد را به بیمارستان منتقل کرده و هرروز به ملاقاتش میروند. راوی در پایان داستان میگوید: "در هر صورت چهلهزار فحش شنیدیم و چهارصدهزار تومان خرج کردیم تا چهارهزار تومان طلق نخریم".