داستانهای روسی - قرن 19م.
داستانهای روسی - قرن 19م.
در اين رمان به پرسش هويت ملي نيز پرداخته است؛ در جغرافيايي ميان شرق و غرب، در ميان ملتي که پايي در آسيا و پايي در اروپا دارند؛ نگاهي از پنجره شرق به غرب، و نمادي از ابهامها و تناقضها در سرشت مردمان روس. در اين رمان تاريخ و فرهنگ و سياست درهمآميختهاند يا کنار هم قرار گرفتهاند. نويسنده با خلق فضايي وهمآلود، در شهري که پايههايش بر آب است و اقليمي مهآلود دارد و خود به شخصيت اصلي رمان بدل ميشود، اثري يگانه آفريده است با زباني يگانه و تصاوير ذهني که در تاريخ ادبيات روسيه تا آن زمان نظير نداشته است، هرچند در عين خرق عادت – وامدار سنت رماننويسي روسي هم هست. رماني پيش رويمان است که گويي هيچچيز در آن قطعيت نمييابد، همهچيز سيال است، حتي محل زندگي شخصيتها يا وقوع رويدادها. بيالي پطرزبورگ خود را خلق کرده است و اين افسانه را در ادبيات روس که اين شهر اشباح و سايههاست تداوم بخشيده است.