افسانهها و قصههای آذربایجانی
افسانهها و قصههای آذربایجانی
در این کتاب، برخی افسانههای محلی خطّة آذربایجان گردآوری شده است. کتاب حاضر، مشتمل بر نوزده داستان و افسانة محلی از منطقة آذربایجان است. عناوین برخی از افسانههای یاد شده، عبارتند از: گندمی به بزرگی تخممرغ؛ شمعدان طلا؛ شمشیر زنگار گرفته؛ قصةها؛ یادگار؛ جیحون؛ دختر ناسپاس؛ پادشاه و مرد آهنگر؛ و قصة کچل زرنگ. نخستین داستان کتاب، با عنوان «گندمی به بزرگی تخممرغ» ماجرای پادشاهی است که روزی در خزانة خود با دانة گندم بسیار بزرگی مواجه میشود و برای یافتن علت بزرگی آن، به وزیر خویش، چهل روز فرصت میدهد. وزیر پس از پرسوجوی بسیار بالاخره درمییابد که مرد نیکوکاری زمین خود را به فرد دیگری فروخته و خریدار گنجی را در آن زمین مییابد. وی گنج را به مرد نیکوکار بازمیگرداند. اما او از پذیرش آن سر بازمیزند. سرانجام قرار بر آن میشود که فرزندان این دو مرد با یکدیگر ازدواج کنند و گنج به آنها تعلق پیدا کند. در نخستین سال زراعت، بعد از این ماجرا محصول گندم زمین مذکور بسیار درشت میشود و آن دانه که پادشاه یافته، یکی از همان گندمها است.