گوسفندها - داستان اعتماد به نفس - داستان
گوسفندها - داستان اعتماد به نفس - داستان
کتاب مصور حاضر، داستاني است که با زباني ساده و روان براي کودکان نگاشته شده است. اين کتاب داستان گوسفندي به نام لولا است که پشمهاي بينظيري دارد. او، به اين پشمهاي نرم و خوشحالت افتخار ميکند. با گرم شدن هوا، لولا، مانند ديگر گوسفندان، براي کوتاه کردن پشمهايش به آرايشگاه ميرود و آن پشمهاي زيبا و براق چيده ميشود. اکنون، لولا خيال ميکند با اين ظاهر جديد، قيافهي مسخرهاي پيدا کرده است. زمان زيادي نميگذرد که پشمهاي لولا از نو بلند ميشود، اما، ديگر آن زيبايي گذشته را ندارد. او، درحاليکه در گوشهاي اندوهگين نشسته، تخممرغي روي سرش پرتاب ميشود که متوجه آن نميشود. اکنون، پشمهاي لولا جاي گرمي براي جوجه شدن اين تخممرغ است. حالا، لولا از اينکه به دوست تازهاش کمکي کرده، خوشحال است. در پايان، لولا، پيش دوستانش در مزرعه برميگردد. شايد ديگر قيافهاش عالي نباشد، اما ديگر اهميتي ندارد.