جنگ ایران و عراق، 1359 - 1367 - خاطرات
جنگ ایران و عراق، 1359 - 1367 - خاطرات
در اين كتاب به خاطرات «مرتضي نادر محمدي» معاون گردان تخريب لشكر «32 انصارالحسين» يا به تعبير همرزمانش «شكارچي گردن كج»، «فرمانده جلوتر از فرمانبر»، «معبرگشاي پابرهنه» و «تخريبچي روضهخوان» پرداخته ميشود. اين كتاب پس از دو سال مصاحبه به شيوه تاريخ شفاهي در 10 فصل تدوين شده است. در بخشهايي از كتاب ميخوانيد: «چشمم ميان شهدا ميگرديد تا سيد حسن را ديدم، با پيرهن چاك، طاقباز افتاده بود و آسمان را نگاه ميكرد، گويي چشمان بازش با من حرف ميزد آتش گرفتم و بغضم تركيد و ...».