داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«رها» در هفدهسالگی پدر و مادر خود را در تصادفی از دست میدهد. به ناچار با عموی خود به عمارت آنها میرود و در کلبة کوچکی دور از عمارت ساکن میشود. زن عمو فرد بدجنسی است که مدام در پی تحقیر و آزار رها برمیآید. «یاها»، پسرعموی رها در پی رفت و آمد به کلبه عاشق رها میشود و رها نیز به او دلباخته و او را تنها کس خود در دنیا میداند. پدر و مادر یاها که از عشق پاک آن دو باخبر میشوند برای مدتی از دیدارهای آنها جلوگیری میکنند. رها بر اثر دوری از یاها دچار مشکل عصبی میشود و او را در تیمارستان بستری میکنند. یاها مدت هشت سال در جستوجوی او برمیآید و سرانجام به وصال او نایل میشود.