تصوف - آداب و اعمال
تصوف - آداب و اعمال
تصوف از آیینهایی است که در قرن سوم هجری در ایران مجال بروز یافت؛ اگرچه برخی سابقۀ آن را به سنن باستانی ایران و فرهنگ عیادی میرسانند، در قرون پنجم و ششم رواج بیشتری یافت و پس از حملۀ مغول به اوج رشد و شکوفایی خود رسید. تصوف مانند هر آیین و مسلک دیگر دارای اصول و مفاهیم خاص خود است و صوفیان همچون فرق دیگر آداب و رسوم خاص خود را دارند. یکی از این مفاهیم «قطبیت» است و قطب یا کسی که مقام قطبیت را داراست، فردی است که در زمان خود ریاست و ارشاد سایر رهروان را برعهده دارد. «حاج شیخ عباسعلی کیوان قزوینی» یکی از اقطاب سلسلۀ نعمتاللهی گنابادیه (از شعب صوفیۀ نعمتاللهی) است که پس از هفده سال از مقام خود کنارهگیری نمود. او آثار مکتوب بسیاری همچون عرفاننامه، ثمره الحیوه، اختلافیه، کیواننامه بهین سخن و رازگشا از خود به یادگار گذارده است. «استوار رازدار» یکی از تالیفات اوست که به اعتقادات و اعمال صوفیان اختصاص دارد. نویسنده در مقدمۀ کتاب مفاهیم کلی بحث خود مثل تقسیم تصوف به حقیقی و مرسوم، تقسیم تصوف مرسوم به عملی (تصوف) و علمی (عرفان) و معنای لغوی و اصطلاحی تصوف و متصوفه را تبیین نموده است. در فصلهای یکم تا هجدهم نیز تصوف مرسوم، اصول اعتقادی آن، چگونگی پیدایش سند قطبیت، حدود و دعاوی قطب و آداب تشرف به تصوف و اصطلاحات موجود در تصوف مرسوم را تشریح کرده است. سخن قزوینی در این اثر رد مقام قطبیت است و از آنجا که وی، خود یکی از صوفیان بزرگ است که در بطن این آیین زیسته کتاب وی حائز اهمیت بسیار است.