اسلام و علوم
اسلام و علوم
نویسنده با اشاره به اینکه فلسفه خلقت انسان شناخت جهان است تحلیلی ارائه میدهد از چهارچوب و مبانی شناخت انسان. شناخت کشف حقایق خارجی است. حقایق هم دو جنبه دارد ظاهر و باطن. از همین جا نتیجه میگیرد علم و آگاهی صحیح علمی است که متوازن باشد و حاوی علوم تجربی و علوم فراحسی و غیبی باشد بنابراین تفکیک و رها کردن هر کدام از این ابعاد شناخت بشری را ناقص و پیامدهای منفی خواهد کرد. نویسنده از روابط غیبی پدیدهها سخن میگوید و پیش بینی میکند تمدن نوینی که در آینده ساخته شود باید ایمان به غیب در آن لحاظ شود همان حرفی که آندره مالرو گفته بود که قرن بیست ویکم قرن معنویت است و یا اصلاً نخواهد بود.