داستانهای تخیلی داستانهای کودکان و نوجوانان
داستانهای تخیلی داستانهای کودکان و نوجوانان
کتاب مصور حاضر، داستانی تخیلی است که با زبانی ساده و روان برای نوجوانان نگاشته شده است. در داستان میخوانیم: «یک روز خانواده غازها به همراه بچهها مشغول شنا کردن بودند. پدر و مادر غازها با خود فکر کردند. چگونه بچهها را خوب تربیت کنند در آن لحظه پای مادر غازها به چیزی برخورد کرد سرش را زیرآب فروبرد زیرآب پر از ماهیهای رنگارنگ قشنگ بود. همانطور که نگاه میکرد چشمش به یک سنگ نارنجی افتاد و از سنگ خوشش آمد. تصمیم گرفت سنگ را با خود به لانه ببرد. فردای آن روز مادر غازها تکههای شکسته شده از تخممرغ را دید و متوجه شد آن سنگ نبوده بلکه تخممرغ بوده است».