دختران - داستان داستانهای کودکان (انگلیسی) ماهیگیران - داستان سنگها - داستان
دختران - داستان داستانهای کودکان (انگلیسی) ماهیگیران - داستان سنگها - داستان
«ارين پايك» با مادر و سگش «آرچي» نزديك شهر بزرگي زندگي ميكرد كه بيشتر مردمش ماهيگير بودند. ارين، آرزو داشت به دريا برود اما مردم ميگفتند رفتن به دريا به خاطر وجود صخره سياه خطرناك است. ارين، عاشق افسانه «صخره سياه» است؛ صخره بزرگ سياه و نوكتيزي كه ميگويند هر قايقي را كه به آن نزديك شود درهم ميشكند. روزي ارين پنهاني سوار قايق ماهيگيري مادرش ميشود تا راز صخره سياه را كشف كند ... .