داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
داستان حاضر دربارهی آشنایی تصادفی سه خانواده با یکدیگر است. خانوادهی اول، مادر و پسری هستند که پسر به دلیل بیماری، تا مرگش چند روز بیشتر نمانده است و به همین دلیل، مادر او را به ویلایی برده تا روزهای آخر را در آرامش زندگی کند. خانوادهی دوم نیز که در نزدیکی همین ویلا به سر میبرند صاحب دختری هستند که نزدیکی این دو ویلا، سبب روابط عاطفی بین دختر و پسر میگردد. خانوادهی سوم، پیرمردی است که به همراه تنها نوهاش زندگی میکند. در پایان داستان، دختر و پسر با یکدیگر ازدواج کرده، اما پسر بر اثر شدت بیماری میمیرد و دختر متوجه میشود که باردار است.