داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
در زمانهای قدیم در روستاهای دوردست، پیرمردی به همراه پسر با خِرد خود با نام «سياوش» زندگی میکرد. سیاوش در همه امور زندگی به پدر پیرش کمک میکرد. مادر سیاوش چند سال پیش به علت بیماری لاعلاجی درگذشته بود. حاکم منطقهای که سیاوش و پدرش در آنجا زندگی میکردند، انسانی ستمگر و ظالم بود و همیشه سعی میکرد از راههای مختلف و با گرفتن مالیاتهای سنگین از مردم آنها را تحت کنترل خود درآورد. یک روز که سربازان حاکم بهسراغ پیرمرد رفته بودند تا مالیات عقبافتادهاش را بگیرند، سیاوش... .