داستانهای تخیلی خلاقیت در کودکان کتابهای مصور برای کودکان
داستانهای تخیلی خلاقیت در کودکان کتابهای مصور برای کودکان
یکبار یک خانه بود که خیلی بزرگ بود. آنقدر بزرگ که سه تا فیل، دو تا زرافه، پنج تا قورباغه و دو تا مرغ و یک تخممرغ در آن زندگی میکردند. یک آقا غوله هم بود که خیلی بزرگ بود و در باغ زندگی میکرد. روزهایی که آفتاب میدرخشید، آقا غوله، غول خوبی بود، ولی روزهایی که باران میآمد، آقا غوله بداخلاق میشد و قرقر میکرد و همه از ترس فرار میکردند. روزی مثل روزهای دیگر که آسمان گرفته بود و باران میآمد، همة حیوانات از ترس آقا غوله فرار کردند و خودشان را نجات دادند. ولی تخممرغ نمیخواست برود، چون شکسته بود و از آن یک جوجة کوچک بیرون آمد. جوجه رفت بالای صندلی و گفت آقا غوله حق ندارد، قرقر کند. آقا غوله صدای جوجه را شنید و فریاد زد آنجا داری چهکار میکنی؟ جوجه گفت: من میتوانم به تو یک چتر قرض بدهم. آقا غوله آنقدر خوشش آمد که عصبانیتش برطرف شد. بعد به این فکر افتاد که یک چتر بزرگ درست کند و وقتی باران میآید همه زیر آن جمع شوند. کتاب حاضر برای کودکان گروه سنی «الف» و «ب» تهیه شده و در آن از تصاویر به جای کلمات استفاده شده است.