داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
راوی نخستین بار به بهانة یافتن لانة کلاغ روی بلندترین درخت باغ رفته بود. از آن پس تا سه روز پدرش فریاد میزد که بالای درخت چه میکردی؟ و او نیز هربار تکرار میکرد که به دنبال لانة کلاغ میگشته است. اما در اصل، دلیل او برای بالا رفتن از درخت، این بود که قصد داشت دریابد مسائل را از بالا چگونه میشود دید. آخرین بار نیز برای دیدن مسائل از بالا، روی سقف ماشین رفته و برای دیگران از آزادی و برابری و سرنگونی نظام سخن میگفت که در حین این سخنرانی دستگیر و به اعدام محکوم شد. اما به هنگام اعدام خوشحال بود از این که توانسته مسائل را از بالا ببیند. داستان مذکور تحت عنوان «چهطور میشود مسائل را از بالا دید» یکی از داستانهای کوتاه مجموعة حاضر است. عناوین برخی دیگر از داستانها عبارت است از: شب بود؛ سیگارم را روشن کردم؛ ماشاء الله رفته بود، گروگانگیری؛ و باید میدانستم.