سینما داستانهای کودکان انگلیسی
سینما داستانهای کودکان انگلیسی
شبی که عموی «کلر» به خانه آنها آمد، بزرگترها یک ویدیویی را اجاره کردند تا با هم فيلم تماشا کنند. کلر، امیدوار بود که اگر آرام بنشیند و مثل یک موش، ساکت باشد ممکن است مادر و پدرش اجازه بدهند که بیدار بماند و فیلم را با آنها تماشا کند، اما... .