کوهنوردی - داستان
کوهنوردی - داستان
من کوهنورد متولد شدهام، زیرا پدر و مادرم هر دو کوهنورد هستند. کوهها برجهای دایمی یخ و منبع بزرگ تولید آبهای شیریناند. ما نباید به کوهها آسیب برسانیم، کوهها باید پاکیزه بمانند تا زندگی ما هم پاکیزه باشد. یک روز پدر لوازم کوهنوردی خود را آورد و راه و روش استفاده از کفش، تبر یخ و... را به ما آموزش داد و بعد از آن، ما را به باشگاه کوهنوردی برد و دربارۀ کوهنوردی و تاریخچۀ آن به ما توضیحاتی داد. ما پس از آشنایی کامل با کوه و کوهنوردی با پدر به کوهنوردی میرویم. در یکی از کوهنوردیها پدر به ما آموخت که کودکان نمیتوانند بیش از حد معمول به ارتفاع بالاتری بروند. حالا دیگر من کوهنوردی واقعی شدهام و قرار است برای نخستینبار در مسابقات سنگنوردی و کوهنوردی شرکت کنم. در این کتاب کودکان با ورزش کوهنوردی و سنگنوردی آشنا میشوند و میآموزند که از محیط زیست و میراث فرهنگی کشور محافظت کنند.