حسینبنعلی(ع)، امام سوم، 61 - 4 ق. - واقعه کربلا
حسینبنعلی(ع)، امام سوم، 61 - 4 ق. - واقعه کربلا
حسین بن علی (ع) با وجود هر شرایطی حاضر به بیعت با یزید نشد. مهم نیست که لشگریان یزید بیشمار بودند، مهم این است که امر به معروف و نهی از منکر انجام شد و این امر به حسین آزادی فراگذشتن از موقعیتهای مکانی و زمانی را داده است. حسین بن علی میفرماید: «من نه برای تکبر و هوسرانی بلکه برای احیاء دین جدم قیام کردم». این حماسه، تقابل دو شخص یا دو قبیله نیست، بلکه تقابل دو اندیشه است؛ یکی اندیشهای که معنای باطل میپروراند و پیرو سه عامل غرور، زور و تزویر است و منتهی به بیمعنایی میشود و دیگر اندیشهای که با این سه عامل مبارزه میکند. حسین بن علی پس از شهادت یارانشان فرمود: مرگ بهتر از پذیرفتن ننگ است، من حسین بن علی هستم و در راه آیین پیامبر (ص) کشته میشوم، جدم رسولالله و مادرم فاطمه دختر پاک احمد است و کتاب خدا پیش ماست... اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید... در این میان زینب چه کرد و چگونه به شهادت حسین و یارانش و همچنین به اسارتشان معنا بخشید؟ او در کاخ ابن زیاد سخن خود را چنین آغاز کرد: سپاس خدای بزرگ را که به خاندان محمد این همه افتخار عطا کرد؛ افتخار نبوت، امامت و شهادت. و سپس ادامه داد... همۀ مصیبتهایی که در راه خدا دیدم، برایم زیبا بود. .... حسین حق است چه کشته شود و چه زنده بماند... نگارنده در این کتاب با نگرش روانشناسی، سخنان حضرت در شام، مدینه و قبل از نبرد؛ رفتار حضرت؛ رفتار و اندیشههای بازماندگان، ابعاد نهضت؛ و کلام امام در منی و عرفه را بررسی میکند.