داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
«شیرین» با فردی به نام «کریم» ازدواج میکند و صاحب دو فرزند به نامهای «سهراب» و «مهتاب» میشود. از زمان شروع زندگی مشترک آنها، «خسرو» برادرشوهر شیرین که دلباختة او است، با نقشههای مختلف در پی تعرض به شیرین است و بعد از مرگ کریم و عدم اجابت خواستههایش از سوی شیرین، به وسیلة وسوسة سهراب و بدبین کردن او نسبت به مادر سعی در مغلوب کردن شیرین دارد. شیرین که از زمان کودکی شاهد مظلومیت و آواره شدن مادر خود و کشته شدن «مهین صامتی» ـ همسایهشان ـ توسط شوهر و تبرئه شدن او از دادگاه و مظلومیت زنان دیگر بوده است، با ادامة آزار و اذیت خسرو راهی آسایشگاه شده و خاطرات خود را مرور میکند.