داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14 داستانهای مذهبی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14 داستانهای مذهبی - قرن 14
کتاب حاضر، داستان زندگي دختري ست که همه عمرش عاشق پسردايي خود بوده داست. از کودکي آنها را به نام خواندهاند. هر دو زيبا و جذاب هستند. زماني که درس هر دو تمام ميشود و همه فکر ميکنند محسن به خواستگاري آرزو ميآيد ناباورانه محسن اعلام ميکند عاشق دختر ديگري ست. آرزو سرخورده و نااميد به خياطي ميپردازد. يکشب خبر ميآورند که محسن تصادف کرده و هر دو کليهاش را از دست داده است.