داستانهای فارسی - قرن 14 خوشبختی - داستان
داستانهای فارسی - قرن 14 خوشبختی - داستان
«رویا» دختری زیبا و جوان است که در خانواده ای ثروتمند زندگی می کند. او با پسر عمویش«کامیار» که در فرانسه به سر می برد نامزد هستند. رویا هیچ علاقه ای به کامیار نداشته و قصد ازدواج با مربی خود«مهرداد» را دارد. مهرداد که به بیماری سرطان مبتلا است سعی دارد رویا را از تصمیمش منصرف کند، ولی عشق بین رویا و مهرداد آنقدر عمیق و حقیقی است که هیچ چیز نمی تواند آنرا از بین ببرد. کامیار به ایران بازمی گردد. پدر رویا که منافع خود را در خطر می بیند با کامیار هم دست شده و طی نقشه ای مراسم عروسی رویا و مهرداد را بر هم می زنند. مهرداد ناپدید می شود و رویا به عقد کامیار درمی آید؛ ولی این ازدواج سرانجام خوشی ندارد و پس از مدت کوتاهی رویا از کامیار جدا شده به ایران بازمی گردد و از علت ناپدید شدن مهرداد مطلع می شود. در این هنگام حال مهرداد بسیار وخیم است.