داستانهای تخیلی شخصیتهای کارتونی - داستان
داستانهای تخیلی شخصیتهای کارتونی - داستان
روزها و هفتهها برف میبارید و هر کس که میخواست زیر آسمان خاکستری سر کار برود لیز میخورد و به زمین میافتاد. «خانم كوچولوي آفتابي» تنها کسی بود که خوشحال بود؛ اما خانم کوچولوی آفتابی از اینکه دوستانش ناراحت بودند، غصه میخورد به همین دلیل او به دنبال راهی میگشت تا دوباره همه را بخنداند و... .