نمایشنامه فارسی - قرن 14
نمایشنامه فارسی - قرن 14
"احمد" پسر سر به هوا و بازیگوش از سوی پدر تنبیه و در انباری خانه زندانی شده است. او برای گذراندن وقت روزنامههای قدیمی را ورق میزند و در قسمتی از آن به مقالهای دربارهی "حسین فهمیده" برمیخورد. مدتی میگذرد و ناگهان حسین فهمیده در آن دخمه بر وی ظاهر میشود. ادامهی نمایش صحبتهایی است که بین این دو درمیگیرد. حسین، سعی دارد احمد را بر اشتباهاتش واقف کند و متقابلا احمد نیز علاقه دارد با جهانبینی و نگرش حسین آشنا شود. فهمیده در بین صحبتهایش ماجرای عشق دو طفلان مسلم و غربت آنها، همچنین شهادتطلبی قاسم بن الحسن و جانفشانیاش در راه امام زمانش را برای احمد بیان کرده و یادآوری میکند که او نیز از آنها الگو گرفته است. سپس با احمد خداحافظی کرده و برای نجات جان همرزمانش به سوی تانکهای دشمن میشتابد. احمد که به سختی تحت تاثیر حرفهای دوست شهیدش قرار گرفته، عکس او را از روزنامه جدا کرده و روی لباس خود میچسباند. نمایشنامهی پیش رو با 9 نقش، قاسم بن الحسن، طفلان مسلم، حسین فهمیده، حارث، مسعود، احمد، پدر احمد، و مادر احمد، قابل اجرا است.