داستانهای نوجوانان آمریکایی - قرن 20م.
داستانهای نوجوانان آمریکایی - قرن 20م.
«مگنس چيس»، دو ماه پيش در نبرد با يك غول آتشين ميميرد، اما در هتل «والهالا» بيدار ميشود و به زندگي بازميگردد. او وقتي با «اوتيس»، خبرچيني كه سرنخي درباره چكش گمشده «ثور» دارد ملاقات ميكند، اسمي با عنوان «پراونيس تاون» را ميشنود كه ميتواند او را در يافتن چكش كمك كند. در همان زمان قاتلي با نقاب گرگين به مگنس اخطار ميكند كه از آنجا دور شود. چكش ثور با جادوي قدرتمندي محافظت ميشود و شايعه است كه در زير زمين قرار دارد؛ با اين حال مگنس، متوجه ميشود كه فقط بزرگترين دشمن ايزدان، «لوكي» است كه ميتواند به او كمك كند و ...