اسباببازی - داستان بازیهای کودکان - داستان
اسباببازی - داستان بازیهای کودکان - داستان
پسر كوچولوي اين داستان يويوي اسباببازياش را گم كرده است. او همه جا به دنبال آن ميگردد اما يويواش را پيدا نميكند. تا اينكه يك روز وقتي مادربزرگش از پيادهروي در پارك به خانه باز ميگردد، يويو را به نوهاش نشان ميدهد. پسر خوشحال ميشود اما انگار مادربزرگ نميخواهد يويو را به نوهاش بدهد ...