نکتهگوییها و گزینهگوییها
نکتهگوییها و گزینهگوییها
هر روز، شادمان از موفقیتهای به دست آمده، عادت داشت نیمساعت جلوی آیینه بایستد و صورت شاد خود را در آن ببیند و سپس عازم محل کارش شود. ولی یک ماه بود که به خاطر ورشکستگی و مشکلات زندگی اصلا فرصت نکرده صورتش را در آیینه نگاه کند. امروز در دادگاه وقتی در انتظار حکم قاضی بود، آیینه جیبیاش را درآورد و در آن نگاه کرد؛ صورتش در آیینه شاد و خندان بود؛ تازه متوجه شد که به آیینهها هم نباید اعتماد کرد چون آیینهها هم دروغ میگویند. «آیینهها هم دروغ میگویند» یکی ازداستانهای کوتاه مجموعۀ حاضر است. عناوین برخی دیگر از داستانها عبارتاند از: آرزو؛ ماموریت؛ رقیب؛ توبه؛ اصالت؛ حقیقت تلخ؛ حسرت؛ فرشتۀ عدالت؛ و آش نذری.