داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
راوی این داستان، یک روح عاشق است که از خاطرات تلخ و شیرین گذشته، نیز عشق و شکستهای خود سخن میگوید. در این سیر به گذشته، این روح با روح دیگری از جنس زن همراه میگردد و به سیر و سیاحت و خوشگذرانی در عالم خود مشغول میشود. روح مرد، عاشقانه روح زن را دوست دارد. تا این که یک روح خبیث رابطهی این دو روح عاشق را بر هم زده و به اغفال روح زن مشغول میشود. تا جایی که روح مرد را از تنها دلخوشی بهدست آمدهاش جدا میسازد. اما پس از گذشت مدتی روح زن به ماهیت روح خبیث پی میبرد و به سوی روح عاشق مرد بازمیگرد، اما به ظاهر روح مرد عاشق در اندیشهی این که در این عالم نیز سرنوشت شومش همراه اوست، به قالب جسمی خود در گور خفته بازمیگردد و ...