داستانهای تخیلی برگهای پاییزی - داستان پاییز - داستان
داستانهای تخیلی برگهای پاییزی - داستان پاییز - داستان
توي يك باغ بزرگ درخت زيبايي به نام «پاييز خانم» زندگي ميكرد. پاييز خانم، براي هر كدام از برگهاي قشنگش اسمي انتخاب كرده بود؛ «زردي»، «قرمزي»، «سبزي»، «نارنجي» و ... يك روز باد شديدي شروع به وزيدن ميكند و برگها را از درخت جدا ميكند. نارنجي از شدت طوفان از پاييز خانم دور ميشود و به سبد دختري به نام «پري» ميافتد و ...