داستانهای کودکان و نوجوانان
داستانهای کودکان و نوجوانان
روزی "گلیخانم"توی پارک عاشق گورخر میشود. گورخر کتاب خود را به او قرض میدهد و در جواب گلی که میگوید چطور آن را برگردانم؟ کارت ویزیت خود را به او میدهد. این شروع آشنایی آنهاست. روزها میگذرد و گلی که عاشق گورخر شده کارهای زیادی برای او انجام میدهد. از جمله این که شعرهای پر از غلط گورخر را اصلاح میکند و به اسم او به چاپ میرساند. گورخر که حالا حسابی مشهور شده اتاقک کرایهای باغوحش را دیگر در شان خود نمیداند. گلی از فرصت استفاده میکند و خانهی خودش را به او پیشنهاد میهد و....