جغرافیا - فلسفه
جغرافیا - فلسفه
این کتاب با بررسی روشهای جغرافیایی بنیادستیز (رادیکال)، نیز تاثیر آن بر رشتهی جغرافیای علمی اختصاص یافته است. سنتهای بنیاد ستیز که در کتاب از آنها یاد شده عبارت است از: آنارشیسم، مارکسیسم، فمنیسم، کوشش برای آزادی جنسی و فرااستعمارگرایی. گفتنی است جغرافیدانان بنیادستیز در صدد برانداختن روابط سنتی قدرت و در عین حال، جذب و هدایت طبقهی کارگر، زنان، نامتعارفات جنسی و رنگینپوستان به رشتهای هستند که بتوانند در آن رشد کنند و در راستای ایفای نقشهای هدایتگرانه پیشرفت کنند. برای نمونه، نگارنده در مبحث "اشتیاق آزادی: آنارشیسم و جغرافیا" آنارشیستها را آزادیخواهان معرفی میکند که مخالف تمرکز قدرت در نهادهایی چون کلیسا، دولت، کارخانه و خانوادهاند. به تصریح وی: "آنها با استدلال این که نبود خودمختاری فردی، خلاقیت انسان و جامعهپذیری را از بین میبرد، در جست و جوی جامعهای نویناند که در آن، مردم در مقیاس کوچک در اجتماعات خویشفرما، یعنی جایی که محیط محلی و تصمیمسازی مشارکتی است، زندگی کنند. آنارشیستها به عنوان بخشی از کنششان برای تغییر، خودشان را درگیر تعاونیها، اجتماعات محلی و کمونهای جدید کردهاند و با تغییر در شیوهی زندگی به عنوان راهبردی در صدد تخریب و نابودی جامعهی دولتی و سرمایهداری از درون برآمدهاند. با این نگرش، افکار متفاوت آنارشیستی بر کنش افراد در قاب "اینجا و هماکنون" متمرکز شده است. آنارشیستها با چنین کاری به طور دستهجمعی از فضا برای ایجاد راههای تغییر اجتماع استفاده کردهاند".