داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
اثر حاضر داستانی است که ذیل سه بخش نگارش یافته است .این داستان زمانی وقوع مییابد که نیروهای قزاق با حضور خود در شهر ایجاد ناامنی نمودهاند . ورود((امام قلی آقا)) عموی ستارخان که یکی از مخالفان رژیم است سبب شده تا قزاقهای روس نسبت به مردم بدبین شوند .آنان شب و روز در جست و جوی ((امام قلی)) هستند تا این که با((حاج آخوند دوزدوزانی)) برخورد میکنند . ((حاج آخوند)) پیش نماز مسجد و مدرس حوزه است .یک روز که او به همراه ((نجف))، یکی از شاگردانش عازم مدرسه بود توسط نیروهای قزاق دستگیر میشود . ((سالدات)) فرمانده قزاقها دستور میدهد تا((حاج آخوند)) را به((قراولخانه)) ببرند .((نجف)) فرار کرده، خبر زندانی شدن((حاج آخوند)) را به طلبهها اطلاع میدهد .((سید جعفر)) یکی از شاگردان برجسته((حاج آخوند)) با شنیدن خبر دستگیری او مردم را در مسجد جمع میکند .او از آنان میخواهد تا برای آزاد ساختن((حاج آخوند)) به قراولخانه بروند .((سید جعفر)) به نمایندگی از طرف مردم با((سالدات)) گفت و گو میکند .اما او حاضر نمیشود((حاج آخوند)) را آزاد کند .((سالدات)) به مردم حاضر در قراولخانه میگوید تا زمانی که ((امام قلی)) را تحویل ندهند((حاج آخوند)) به صورت گروگان نزد آنها خواهد ماند .مردم با شنیدن این حرف برمیآشوبند و با قزاقها درگیر میشوند و ....