داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14
درهیاهوی بمباران شهرها در زمان جنگ، هر دوشنبه، دختری با لباسی متفاوت از دیگر زنان، در حالی که شاخه گلی به دست دارد، در کنار اتاقک تلفن عمومی به انتظار شخص ناشناسی میایستد که هرگز نمیآید. رفتار و حرکات وی مورد توجه خیاط آن منطقه و دوستش است که هر هفته از شیشۀ مغازه، شاهد این آمدنها و انتظار کشیدنها هستند. در آن روز ویژه، دوست خیاط از وی میخواهد که حقیقت را به دختر بگوید، اما وی امتناع میکند. چند دقیقه پس از رفتن دختر هواپیماهای دشمن در آسمان پدیدار شده و هراس را در دل مردم میکارند. دوست خیاط پس از بیرون آمدن از مغازه، در کوچۀ کناری، شاخه گلی را میبیند که بر زمین افتاده و حکایت از وحشت صاحبش میکند. این کتاب، مشتمل بر ده داستان کوتاه تحت این عناوین است: آتش و خاکستر؛ پشت پردههای مخمل؛ لحظهها؛ پرسههای خیال؛ پیادهرویهای مادام ایلینیا؛ جادۀ ساحلی؛ دختری با عطر آدامس خروسنشان؛ گشتهای شبانه؛ و سنگها، آدمها.