جغرافیای سیاسی خاورمیانه - جنبههای استراتژیکی
جغرافیای سیاسی خاورمیانه - جنبههای استراتژیکی
"خاورمیانۀ بزرگ" حوزۀ تمدن اسلامی از مراکش تا بنگلادش و آسیای جنوب شرقی را تداعی میکند، استراتژیستهای آمریکایی "خاورمیانۀ بزرگ" را محل تلاقی سه قارۀ آسیا، اروپا و آفریقا ترسیم میکنند. از سالهای 97-1996 (میلادی) موضوع "خاورمیانۀ بزرگ" و جایگاه آن در راهبرد امنیت ملی آمریکا درمیان نخبگان، رسانهها و همچنین محافل رسمی بیش از بیش مطرح شده است. غرب به طور عام و آمریکا به طور خاص در خانقۀ جنگ سرد به سرعت به این نتیجه نزدیک شد که قدرتش برای کنترل منازعات و حل و فصل دلخواه مناقشات در اقصی نقاط جهان بلامنازع است. بنابراین در سال 1999 موسسۀ تحقیقات سیاست خارجی در آمریکا اهداف و منافع آمریکا در "خاورمیانۀ بزرگ" را حول شش محور تحت این عناوین مطرح کرده است: ادامۀ حیات اسراییل، دسترسی به نفت، ممانعت از قدرتگیری "هژمون" منطقهای، ممانعت از گسترش سلاحهای انهدام جمعی، اصلاحات داخلی و ثبات کشورها، و مهار "تروریزم" تا بیست و پنج سال آینده (2025 میلادی). آمریکا برای تثبیت نظم "هژمونیک" خود بر جهان در صدد تحکیم سنگبنای آن در جغرافیای راهبردی خاورمیانه ی بزرگ میباشد و اینجا منطقهای است که با داشتن همۀ پیچیدگیهای مازاد مناطق جهان، تکلیف رقابت و سلطه را یکجا تعیین خواهد کرد. از این رو پس از گذشت بیش از یک دهه از پایان جنگ سرد، امریکا همچنان جهان را دارای قطعی تکقطبی میپندارد که مناسبات بینالمللی و ساختارهای منشعب از آن باید در قطعی تکقطبی بازسازی شوند، در حالی که رقبای آسیایی و اروپایی آن همچنان به جهانی با مرکز متعدد قدرت باور دارند. در همین راستا، خاورمیانه جولانگاه اصلی رقابتهای جغرافیایی راهبردی، جغرافیای سیاسی اقتصادی فزایندۀ پس از جنگ سرد بوده است که به یکباره به حوزۀ با اهمیت جغرافیای فرهنگی و آوردگاه فکری ـ فرهنگی غرب با دنیای اسلام تبدیل شده است. و این خود نشاندهندۀ این نکته است که خاورمیانۀ بزرگ از ظرفیتها، امکانات و انگیزههای عمیقی برخوردار است که از طریق مدیریت و حکومتداری شایسته میتواند در مواجهه با چالشهای گوناگون به رشد و شکوفایی لازم برسد.