داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
در داستان حاضر، ((اکبر)) و ((فاطمه)) زن و شوهری هستند که بچهدار نمیشوند. این دو محل زندگی خود را ترک گفته به تهران میآیند و در آن جا ساکن میشوند، به این امید که به طبیب و دارو دسترسی داشته باشند .اما همچنان نتیجهای نمیگیرند و به قصد زیارت بارگاه امام رضا (ع) به مشهد میروند و در آن جا از پرورشگاه شهر، کودکی را به منظور فرزند خواندگی تحویل میگیرند .ادامه داستان ماجراهایی است که برای این کودک، طی سالهای متمادی رخ میدهد .