داستانهای تربیتی داستانهای حیوانات
داستانهای تربیتی داستانهای حیوانات
یک خروس و یک الاغ مدت زیادی با هم دوست بودند. روزی شیر گرسنهای در جستوجوی طعمه در اطراف پرسه میزد. او الاغ و خروس را دید و با خود اندیشید که الاغ را شکار کند. خروس، شیر را دید و فریاد زد، سپس الاغ فریاد زد. صدای آنها در هم پیچید و طنینی عجیب و غیرعادی به وجود آورد. شیر شک کرد و دور شد. اما الاغ تصور کرد شیر از آنها ترسیده است و چهار نعل به دنبال او دوید. اما فریب شیر را خورد و شکار شد. این داستان از مجموعه «داستانهای آموزنده از زندگی حیوانات» به دو زبان فارسی و انگلیسی به چاپ رسیده است.