اعتیاد - داستان داستانهای فارسی - قرن 14
اعتیاد - داستان داستانهای فارسی - قرن 14
اين رمان تجربه زيسته يك زن معتاد را روايت ميكند. «شراره»، دختر 16 سالهاي است كه به اصرار خانوادهاش با پسري به نام «امير» نامزد» ميكند. امير، معتاد است. او پس از مدتي خودش اين موضوع را به شراره ميگويد. وقتي مادر شراره اين مسئله را متوجه ميشود نامزدي آن دو را به هم ميزند. پس از گذشت سه سال، شراره با پسري به نام «بهروز» ازدواج ميكند، اما بهروز هم معتاد است. شراره براي اينكه بتواند شرايط زندگياش را مساعد كند سر كار ميرود. او در محل كار با پسري به نام «مهدي» آشنا ميشود كه اين آشنايي شراره را به سمت قاچاق مواد سوق ميدهد و ...