داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
کنار درخت توتی که وسط باغچه میباشد، هر روز جمع میشویم و من عروسکهای مو طلای خودم را با خود کنار درخت توت میبرم و در باغچه بازی میکنم. الآن هم هوا کم کم تاریخ میشود؛ اما امروز تنها با مو طلا کنار درخت توت نشستم که مامان صدایم میکند و میگوید: پری نمیآید تو خانه. غروب شدهها.