داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14 - مجموعهها داستانهای اخلاقی - قرن 14 - مجموعهها
داستانهای کوتاه فارسی - قرن 14 - مجموعهها داستانهای اخلاقی - قرن 14 - مجموعهها
کوهنوردی که میخواست به قلة بلندی صعود کند، پس از سالها تمرین و آمادگی سفرش را آغاز کرد و به صعودش ادامه داد تا این که هوا کاملا تاریک شد. در حالی که چیزی به فتح قله نمانده بود، ناگاه لغزید و با سرعت هرچه تمامتر سقوط کرد. سقوط همچنان ادامه داشت و او در آن لحظات سرشار از هراس، تمامی خاطرات خوب و بد زندگیاش را به یاد میآورد. ناگهان دنبالة طنابی که به دور کمرش حلقه خورده بود بین شاخههای درخت در شیب کوه گیر کرد و مانع از سقوط کاملش شد. او در آن لحظات ناامیدی از خداوند یاری خواست، از دل آسمان ندایی رسید که طناب دور کمرت را پاره کن. کوهنورد وحشت کرد و نپذیرفت. روز بعد گروه نجات گزارش داد که جسد منجمدشدة یک کوهنورد در حالی پیدا شده که طنابی به دور کمرش حلقه شده بود و تنها دو متر با زمین فاصله داشت. این کتاب مجموعهای از 51 داستان زیبا، عبرتآموز و اخلاقی است و با عنوانهای صداقت، کودک و خدا، اتفاق، راز خوشبختی، عشق و رابطة ویژة پدر و پسر، روش زندگی، انعکاس، فریبکار، آرزو، مرد کور، عشق و ازدواج، معجزه، شام آخر، پند آخر و... به نگارش درآمده است.