داستانهای فارسی - قرن 14
داستانهای فارسی - قرن 14
دختري به نام «سمانه» كه به همراه مادربزرگش زندگي ميكند قصد دارد در تعطيلات براي ديدار خانوادهاش كه در خارج از كشور اقامت دارند برود. به اشتباه مدارك سفر سمانه با مردي جابهجا ميشود. سمانه با قراري كه با آن مرد ميگذارد مداركش را تحويل ميگيرد و فكر ميكند كه اين پايان ماجراست در صورتي كه سايه آن مرد همواره همراه اوست؛ تا اينكه مرد پيشنهاد عجيبي به او ميدهد كه او را شوكه ميكند؛ با پذيرفتن پيشنهاد مرد، سمانه وارد ماجرايي خطرناك و هيجانانگيز ميشود كه او را درگير خود ميسازد و ... .