نمایشنامه فارسی - قرن 14
نمایشنامه فارسی - قرن 14
موضوع داستان حاضر، نمایشنامهای دربارة دفاع مقدس است. «رحمان» ناخدای کشتی است و «ابراهیم» آشپز کشتی و «خلیل» ملوان بیست و دو سالهای است که با هم در دریا سفر میکنند. «ابراهیم» و «رحمان» درد مشترک از دست دادن جوان خود را دارند و سالهاست روی دریا شناورند و در انتظار نشانهای از گمشدههای خود هستند. شبی کشتی دچار طوفان میشود و صدای عجیبی به گوش میرسد. ابراهیم که بارها با توهم جن و پری به سر برده است، هراسان است. ناگهان تنة نخلی به کشتی میخورد. تنة نخل که آغشته به جلبک و مرجان است، به کف لنج کشیده میشود و در عالم خیالات و واقعیات، «رحمان» با پاک کردن جلبلک مرجان، متوجه میشود جسم جوان هفده سالة خود، «ادریس» است که در جنگ در دریا غرق شده بود. به دنبال آن، پنج مرد و یک زن (اهل هوا) «ادریس» را داماد خود میخوانند و به «رحمان» اجازه میدهند تا نیمه شب با فرزند خود حکایتها بگوید.